X
تبلیغات
رایتل
یاسوکند
  
 تورکون تورکدن سوای دوستو یوخ
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1385
یاسوکند نامی جاودانه وهمیشگی
یاسوکند نامی جاودانه وهمیشگی

 

یاسوکند نامی جاودانه و همیشگی شهری است که در حدود هفتاد کیلومتری شمال شهرستان بیجار گروس قرار گرفته و زبان مردم این شهر ترکی است یاسوکند از کیلومتر 55 جادة بیجار - زنجان حدود 18 کیلومتر فاصله داشته و جمعیت آن قریب به هشت هزار نفر می باشد که مردم آن بیشتر از طریق کشاورزی و صنایع دستی امرار معاش می نمایند. بر اساس نظریة باستان شناسان و واقعیات موجود قدمت تپة باستانی یاسوکند بی ارتباط با قلعة قمچوقا (آیتوس) و کتیبة سومریان در آن حوالی نیست. بر روی تپة باستانی یاسوکند یک بنای تاریخی بزرگ که مربوط به دورة سلجوقیان است با نام امازاده عقیل قرار دارد وسعت شهر قدیم یا تپه باستانی نیز به چند هکتار بالغ می گردد.
هر چند در مطبوعات محلی آذربایجان تلاش فراوانی برای تنویر افکار عمومی در راستای احقاق حقوق فرهنگی و زبانی اقوام و ملل ایران صورت پذیرفته است، لیکن متأسفانه در برخی از نقاط اجتماعاتی یافت می شود که چونان بی خبر از  جایگاه و ارزشهای فرهنگ بومی خود هستند که گاه به واسطة این بی اطلاعی یا بازیچة دست دیگران می شوند یا خود تیشه به ریشة خود می زنند، در نهایت نیز خود را در موضع دفاع از حق و حقوق مردم قرار می دهند و به تصور خود کار خیری را برای جامعه انجام می دهند این بار نیز مصیبتی بزرگ برای فرهنگ و زبان ما در این ناحیه در حال رخ دادن است که بی ارتباط با جریانات و اتفاقات در سایر نقاط کشور نمی باشد از آن جمله بخش نامة اخیر آموزش و پرورش ارومیه به مدارس در خصوص تغییر نام شصت جزیرة دریاچة ارومیه از ترکی به فارسی می باشد که با اعتراضات وسیع جامعة علمی و فرهنگی آذربایجان مواجه گردید. مصیب وارده به مردم گروس نیز تلاش عده ای مسئول یا غیر مسئول ناآگاه برای تغییر نام شهر یا سوکند با نام حرامی تاک شهر می باشد. همچنین برخی از مبادی مربوطه مخالفت خود را با این کار اعلام داشته و دیگران را عامل و پیگیر این قضیه معرفی می کنند یاسوکند طبق قانون در تقسیمات جدید کشوری شهر می باشد و علت بی توجهی به آن مربوط به وجود کلمة کند به معنی روستا در نام آن نمی  باشد و عدم توجه به آن دلیل روشنی دارد که همة مناطق ترک نشین بدان دچار هستند و تغییر نام شهر برای گرفتن بودجه و غیره هیچ توجیه علمی و محکمه پسندی ندارد. دو عامل عمده برای طرح تغییر نام جاودانه و با شکوه یا سوکند به نام هوایی و بی اساس تاک شهر وجود دارد:
1ـ رژیم پهلوی
می دانیم در دوران ستم شاهی برنامه ی جامعی تحت عنوان طرح یکسان سازی فرهنگ و زبان کشور به بهانة ایجاد وحدت و یکپارچگی ارائه گردید که با تلاش زیادی به اجرا در می آمد. دراین راستا برای محو و نابودی زبان و فرهنگ میلیونها ایرانی غیر فارس هزینه های هنگفتی از بیت المال صرف می گردید. در اجرای این طرح شوم و نافرجام برنامه ی وسیع و مفصلی فراهم آمد تا بتوان به کمک آن خواست های رژیم را به مردم قبولاند. از اهم این برنامه ها تحریف و جعل تاریخ اقوام غیر فارس بود. مورد دوم برای ریشه کن نمودن زبان سایر اقوام تغییر نامهای جغرافیایی غیر فارس، اسم فامیل ها و هر نوع آثار مربوط به این زبانها و فرهنگها بود. ناگفته نماند این برنامه ها در اصل به وسیلة استعمار غرب و با تشریک مساعی مستقیم یا غیر مستقیم دولت هایی همچون انگلیس، فرانسه، روسیه جهت ایجاد شکاف ما بین ملل مسلمان خاورمیانه صورت می پذیرفت.
چه در داخل ایران و چه در سطح بین المللی فرهنگ و زبان ایران مساوی با فارس شناسانده شده و چون کشورهایی مانند انگلستان، فرانسه، روسیه، یونان در سطح کلان با ترک های دنیا که نمایندگان و مبلغان اصلی دین اسلام در مقابل مسیحیت بودند ستیز داشتندبه ایران در معنای فقط فارس در اروپا و قاره های دیگر جهان دامن زدند و از کشورهای خود نوکرانی تحت عنوان مورخ را به کارگرفتند تا به جعل تاریخ پرداخته و به جهانیان عرضه دارند.
مورخین دغل کار پهلوی نیز در داخل به سخنان آنان استناد نموده و بدین طریق توده ی عظیمی ازمردم ایران و جهان را فریب دادند. لیکن تحقیقات اخیر پیشینة ترک ها در خاور نزدیک و ایران را تا هشت هزار سال به اثبات رسانیده است . که تحت عناوین قومی و حکومتی : سومئر، گوتی، لولوبی، ماننا، ماد، کاسیت، ایلام، اورارتو، هون، قپچاق، خلج و غیره در اقصی نقاط خاورمیانه، ایران، قفقاز، آسیای صغیر، اروپای شرقی، آسیای میانه و خاور دور و سایر نقاط جهان پراکنده بوده و هستند. به هر حال عموم مردم ایران با اعمال ضد بشری رژیم پهلوی مقابله نمودند و این اعتراضات به انقلاب اسلامی 1357 قوت زیادی بخشید. ولی استعمار غرب بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی برنامه های خود را به حال خود رها نکرده و سعی در نفوذ به دستگاه حکومتی برای اجرای برنامه های خود داشت.
در رژیم پهلوی لیست بزرگی از نامهای جدید جغرافیایی تهیه گردید. از آن جمله تغییر نام ترکی دریای خزر به دریای مازندران، ارومیه به رضائیه، قوشاچای به میان دو آب، ساووج بولاق به مهاباد، جیغاتو به زرینه رود، تیکان تپه به تکاب و صدها نام دیگر به فارسی تغییر داده شده بدون تردید در هر برهه و زمانی پس از رهایی فرهنگها و زبانهای بومی ایران از یوغ زبان فارسی همه ی نامهای تغییر داده شده به اصل آن باز خواهد گشت. این رهایی به معنی اجرای اصول 19 و 15 قانون اساسی است. چنانچه اولین سمینار اورتوگرافی زبان ترکی که در شهریور ماه 1381 در تهران برگزارگردید به کار بردن اسامی اصلی نامهای تغییر داده شده را به تصویب رسانیده است.
2- فقر اطلاعات و فقر اطلاعات فرهنگی:
رفاه قیقی برخورداری از امکانات و وسایل زندگی نیست بلکه رفاه بدین معنی است که هر فرد به جایگاه و موقعیت اجتماعی و فزهنگی خود افتخار نموده و از آن گریزان نباشد.
در نگاهی به وضعیت مردم ستم دیدة گروس و از آن جمله یاسوکند می بینیم ما نه از امکانات و وسایل زندگی متناسب با ثروت های طبیعی موجود در منطقه برخوردار بوده ایم و نه از رفاه و امنیت فرهنگی و زبانی. اصل 15 قانون اساسی که در گرفته از اصل 19 و آن نیز برگرفته از حقوق زبانی اقوام اشاره شده است.درصورتیکه اصل یاد شده عملاً تعطیل بوده و معلوم نیست برای اجرای آن باید به کدام نهاد و ارگانی مراجعه نمود. اعلامیة جهانی زبان که بالغ بر پنجاه ماده می باشد حقوق هر جامعه زبانی را به شکل بایسته تری تصویب نموده و عدول از آن را نقض حقوق بشر می داند. در صورتی که مردم جامعة ما نه تنها به کوچکترین بخش از حق و حقوق زبان و فزهنگ خود آشنا نیستند بلکه روز به روز به علت مشکلات معیشتی بی اطلاع تر گشته و در مسیر اضمحلال فرهنگی و زبانی و آسیمیله شدن قرار می گیرند.
می دانیم وقتی یک جامعه دچار مشکل می شود بخش توده در صدد رفع مشکلات به صورت فردی بر می آید ولی نخبه سعی در رفع کلی مشکل در جامعه دارد و احساس پدری می کند. کما اینکه از طرف افراد خانواده و نزدیکان مورد نکوهش قرار بگیرد. بنابراین در جوامع استبدادی مبادرت به توده پروری و نخبه کشی می شود بدین لحاظ می بینیم که برخی تز مجاری ترک ستیز اقدام به اعمال عوام فریبانه نموده و دست در شناسنامة فرهنگی مردم می برند و در صدد تغییر آن می باشند.
چنانچه در بند یک تصریح شد طرح تغییر نامهای جغرافیایی از برنامه های پلید و ضد فرهنگی زژیم پهلوی در دهه های قبل از انقلاب بوده است و از نهاد های جمهوری اسلامی انتظار می رود که مانع از ادامة اجرای برخی برنامه های ضدفرهنگی  و ضد اسلامی حکومت پهلوی شوند. تغییر نامهای جغرافیایی که در سیستم حکومتی ناکام پهلوی تهیه و ارائه شده است پیام از سیر قهقرایی احقاق حقوق مردم خواهد داشت و محکوم است.
وقتی که زبان ترک ها از غرب چین تا قلب اروپا گسترده شده است، وقتی که زبان ترکی با قاعده ترین زبان دنیاست، وقتی که زبان ترکی سومین زبان زندة دنیا شناخته شده است. چرا باید به این شوکت و عظمت خرده گرفت و با تحلیل سطحی و بچه گانه برای تغییر نام چند هزا سالة یاسوکند اقدام نمود. در صورتی که نام بی اساس پیشنهادی که مصوبة دستان ترک ستیز پهلوی است دارای هیچ پیشینه، تاریخ و تجانسی با زبان های اهالی گروس و یاسوکند ندارد . فردا آن چهار شاخه انگور نیز به خانه های مسکونی تبدیل خواهد شد.
نامهای جغرافیایی بر روی نقشه کشور مشابه آجرها و مصالح تشکیل دهندة یک اثر باستانی بزرگ می باشد و قدمت این اثر باشکوه به قدمت هر کدام از اعضاء یا عناصر تشکیل دهندة آن بستگی دارد هر یک از این عناصر را یک جامعه و قوم در محل و جایگاه بخصوص خود قرار داده است و تغییر یا تعویض هر کدام از این نامها به سان کشیدن یک آجر یا کندن یک تکه از مصالح زینتی این بنای عظیم و قدیمی است. این اسامی را جامعه خلق کرده است و نباید به دست افراد از بین برود همچنان تغییر نام خلیج فارس تحمل شد ما نیز تعییرنام یاسوکند را تحمل نکرده و آنرا محکوم می کنیم.
در نشریات محلی آذربایجان، و سایر اقوام و ملل ایرانی بارها در خصوص لطمات جبران ناپذیر این اعمال به همبستگی ملی بحث شده است. دوست داشتن وطن انعکاسی است از رابطة پدری و فرزندی. حذف تدریجی و جزء به جزء عناصر تشکیل دهنده ی فرهنگ بی حرمتی به هویت، تاریخ و پیشینة پدرانمان بوده و جرم محسوب می شود و مسئولین مربوطه می بایست غیر عملی بودن تغییر نام جاودانه و همیشگی یاسوکند به هر نام دیگری را به صورت رسمی اعلام و به اطلاع عموم مردم گروس برسانند.
وجه تسمیه و ریشه یابی یاسوکند
1- یاسو (یاستی)
اصل کلمه همان »یاسو« می باشد که در تلفظ ترکی حرف سین مشدد شده و سپس به ت بدل گشته است. »یاسو« اسم یکی از طوایف باستانی ترک درمنطقه می باشد که در تاریخ به صورت»یاسو بی گالایان« آمده است (تاریخ ماد - تألیف دیاکونوف صفحه 208) . این نام مرکب از اسم دو طایفه است ( یاسوبی + قالایان) ، در هر دو اسم، پسوند جمع وجود دارد. یاسوبی از دو بخش یاسو+ بی تشکیل شده است. پسوند بی(پی) در ترکی باستان در اسامی، کاسبی، اللی پی، سوبی، لوللوبی، یاسو بی و غیره بکار رفته است و یک پسوند جمع می باشد. وجود طایفه ای به نام »یاسو« درهزارة نخست قبل از میلاد در این نواحی مسجل می باشد، کلمه کرانی که نام بخش شمالی گروس می باشد بازماندة بخش دوم نام مرکب »یاسو بی کالایان«  است. کلمة کالایان در گذز زمان به کوران=کرانی تبدیل شده است.
در بسیای از کلمات به علت نزدیکی مخارج حرف لام به راء بدل می شود، کوران چای به معنای رودخانه ای است که به قوم کوران کالایان) نسبت داشته و این قوم در کنار آن رودخانه ساکن بوده اند.  از نوشته های دیاکونوف چنین بر می آید که قلعة باستانی »یاسو کن« مدتی در اشغال آشوریان درآمده و ایشان تعدادی از اسیران جنگی خود را به این نقطه مهاجرت می دهند. در خصوص معنی نام طایفه مورد بحث نیز می توان گفت احتمالاً یاسو در معنی قانون باشد (یاسو = یاسو).
2- کند:
کلمة کند در زبان ترکی به معنی شهر و روستا (ترکی اوغوز) بکار می رود، این نام در زبان ترکی پنج الی ده هزار سال قدمت دارد. محمود کاشغری مؤلف اثر بزرگ دیوان اللغات ترک در حدود هزار سال پیش در خصوص کلمة کند می نویسد: کند: 1- شهر و مخفف آن کن است. به کاشغر ( در کشور چین) ادو کند گفته می شود یعنی شهر اقامت. زیرا افراسیاب انجا نشیمن داشت به سبب پاکیزگی هوایش و آن چین سفلی است. 2- ده در نزد غزان و کسانی که با ایشان در آمیخته باشند.
در نزد بیشتر ترکان به معنای شهر است و از آن است که قصبة فرغانه را »ازکند« نامند یعنی شهر جانها و روانهای ما و همچنین نامیده می شود » سمر کند« یعنی شهر فربه و آبادان و بزرگ به سبب بزرگی و پهناوریش و آن به فارسی سمرقند است.
کلمة کند در اسامی امکنه بزرگ معنی شهر و مدینه را در ذهن متبادر می کند، در لهجه ی ترکی استانبولی به روستا کوی گفته    می شود و مراد از کند در اسامی جغرافیایی شهر است. فرهنگستان زبان ترکی کلمة »ائورن کند«  را به جای  یونیورسیتی تصویب کرده است و کند معادل سیتی (شهر) می باشد، در عموم لهجه های ترکی پایتخت را باشکند گویند.
پس شهرهای همچون بغداد، باکو، تاشکند، تهران، آنکارا و پاریس هر کدام یک باشکند می باشند، کلمة کند برای قریب به سیصد میلبون ترک در جهان نخست در معنای شهر به کار می رود.  اصل کلمه در فرم گون = هون در معنی ایل و طایفه در چهر هزار سال قبل بکار می رفته است ( ویژه نامة مجلة وارلیق زمستان 77 صفحة 18 - پروفسور محمد جواد هیأت)، این عنوان طایفه ای و خاندانی بعلت عشیره‌ایی بودن شهرهای کوچک و روستاها در اعصار قبل از میلاد به شهر و روستا و توسعة معنایی یافته است . هون در زبان گروسی و لری به صورت هوز (روستا) درآمده است و محمود کاشغری درکتاب خود به تبدیل نون به زاء توضیح داده است. (ترجمة دکتر دبیر سیاقی صفحة 693) . کلمة گون در »فرم کن« در آخر نام یکی از طوایف ششگانة مادها به نام »پارتا کن« دیده می شود (تاریخ دیرین ترکهای ایران - پروفسورذهتابی ) امروزه نیز کلمة کند در گروس به صورت کن تلفظ می شود مثل قزکن ، آغ کن، یاسو کن و ... دانشمندان معنی انسان  را برای کلمة هون ( من، کند) تصریح کرده اند ( تاریخ ذهتابی - جلد دوم)، کلمه هون در فرمهای کن = ئن در اسامی امکنه یا طوایف سومری، ایلامی و سامی بکار رفته است و ریشة کلمه انسان و انس نیز از همین کلمة هون (ئن) می باشد که قرنها قبل از اسلام وارد زبان عربی شده است .
نتیجه:
 در نهایت باید به کسانی که پیگیر اجرای طرح ترک زدایی رژیم پهلوی هستند اعلام داشت تا بیایند و تاریخ و پیشینة کهن و پر افتخار خود را مطالعه کنند و بدان افتخار ورزند و آنرا به جوانان یاسو کند بیاموزند. همچنین باید از ایشان خواست تا به جای تلاش برای تغییر نام باشکوه یاسو کند به اسم نامأنوس و حرامی، گامی در جهت آبادانی این شهر بردارند. حذف چند پیچ تند و خطرناک در مسیر جاده یاسو کند به خط زنجان - بیجار برای مردم این شهر و یا جمع آوری زباله ها و خاکستر های انباشته شده بر گرده ی حمام قدیمی یاسو کند بسیار مفیدتر و پسندیده تر از بازی با هویت تاریخی مردم است . تلاش برای آوردن گروه های باستان شناس از طریق نهادهای مربوطه در کشف و ثبت آثار باستانی و روشن شدن شکوه و عظمت زیر خاک ماندة مردم گروس دریاسو کند و کشانیدن آوازه یاسو کند و گروس از آن طریق به اروپا و آمریکا بسی بهتر است از حذف این نام پر تمتراق باستانی و نیز تلاش برای گشایش موزه و جذب گردشگر برای دیدن آثار مکشوفه از تپة باستانی در یاسو کند بسیار واجب تر است از تغییر نام آن. تلاش برای نصب چندین تابلو کم هزینه در سه راهی یاسو کند و معرفی آثار باستانی و قید فاصلة شهرتا سه راهی به کیلومتر بسیار واجب تر است از پایین کشیدن پیشینة مردم از سر در ادارات و ارگانهای دولتی یاسو کند و بالا بردن یک نام پهلوی ساخته.
تلاش برای رفع مشکلات معیشتی مردم و ایجاد اشتغال با آوردن یکی از هزاران واحد صنعتی عسلوبه و جلوگیری از به تاراج رفتن ثروت خدادادی منطقة یاسو کند خیلی مردم پسندتر است از دویدن برای تغییر نام عزیز یاسو کند به نام حرامی و اجنبی ساخته . تلاش برای خود باوری جوانان یاسو کند، گسترش ورزش با ایجاد فضای ورزشی مناسب به اندازة یک هزارم شهرهای نهنگ شدة دیروز استان اصفهان و کرمان و نیز بالا بردن سطح دانش و سواد و گشایش یک کافی نت در این شهر بهتر از توده پروری و نخبه کشی و تمسخر روشنفکران است. همچنین باید از نمایندة غیور و محترم شهرستان بیجار جناب آقای محمد علی مقنیان خواست که اگر دو نفر آن هم به لحاظ بی اطلاعی و بی سوادی ( آن مدارک ها را برای خودشان) یا به لحاظ سرسپردگی به عناصر ضد ترک موافق و پیگیر تغییرنام جاودانة یاسو کند بوده اند بیست هزار نفر و بلکه بیشترمخالف با این تعییر نام بوده و از آن جناب نیز تقاضا می شود تا به خواست هزاران موکل خود احترام گذارده. متولیان این امر از نزدیک آگاه ساخته تا غیر قانونی بودن و غیر عملی بودن این تغییر نام را به صورت رسمی به مردم یاسو کند و گروس اعلام دارند.
تلاش برای تحقیق این امر شوم ثمری نخواهد داشت و بسیاری از جوانان یاسو کند نظاره گر این اعمال غیر عقلانی برخی از مسئولین هستند و فردا از ایشان توضیح خواهند خواست.

 س ـ ح

http://www.navidazerbaijan.com/showcontent.asp?ID=1110&issonum=432&s=19

هفته نامه نوید آذربایجان


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 36850


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها